آیا ميدانستید که بسیاری از واژههاي عربی در 1 1 در واقع عربی نیستند و اعراب آنها را به معنایی که خود ميدانند در نميیابند؟ این واژهها را ساختگی (جعلی) مينامند و بیشترشان ساختة ترکان عثمانی است. از آن زمرهاند:
ابتدایی (عرب ميگوید: بدائی)، انقلاب (عرب ميگوید: ثوره)، تجاوز (اعتداء)، تولید (انتاج)، تمدن (مدنیه)، جامعه (مجتمع)، جمعیت (سکان)، خجالت (حیا)، دخالت (مداخله)، مثبت (وضعی)، مسری (ساری)، مصرف (استهلاک)، مذاکره (مفاوضه)، ملت (شَعَب)، ملی (قومی)، ملیت (الجنسیه) و بسیاری از واژههاي دیگر.
بسیاری از واژههاي عربی در زبان فارسی را نیز اعراب در زبان خود به معنی دیگری ميفهمند، از آن زمرهاند:
رقیب (عرب ميفهمد: نگهبان)، شمایل (عرب ميفهمد: طبعها)، غرور (فریفتن)، لحیم (پرگوشت)، نفر (مردم)، وجه (چهره) و بسیاری از واژههاي دیگر.
آیا ميدانستید که ما بسیاری از واژههاي فارسیمان را به عربی و یا به فرنگی واگویی (تلفظ) ميکنیم؟ این واژههاي فارسی را یا اعراب از ما گرفته و عربی (معرب) کردهاند و دوباره به ما پس دادهاند و یا از زبانهاي فرنگی، که این واژها را به طریقی از خود ما گرفتهاند، دوباره به ما دادهاند و از آن زمرهاند:
از عربی:
فارسی (که پارسی بوده است)، خندق (که کندک بوده است)، دهقان (دهگان)، سُماق (سماک)، صندل (چندل)، فیل (پیل)، شطرنج (شتررنگ)، غربال (گربال)، یاقوت (یاکند)، طاس (تاس)، طراز (تراز)، نارنجی (نارنگی)، سفید (سپید)، قلعه (کلات)، خنجر (خون گر)، صلیب (چلیپا) و بسیاری از واژههاي دیگر.
از روسی:
استکان: این واژه در اصل همان «دوستگاني» فارسي است که در فارسي قديم به معناي جام شراب بزرگ و يا نوشيدن شراب از يك جام به افتخار دوست بوده است که از سدة ١۶ ميلادي از راه زبان تركي وارد زبان روسي شده و به شكل استكان درآمده است و اکنون در واژهنامههاي فارسي آن را وامواژهاي روسي ميدانند.
سارافون: اين واژه در اصل «سراپا» ی فارسي بوده است كه از راه زبان تركي وارد زبان روسي شده و واگویی آن عوض شده است. اکنون سارافون به نوعي جامة ملي زنانة روسي گفته ميشود كه بلند و بدون آستين است.
پیژامه: همان « پایجامه» فارسی است که اکنون در زبانهاي انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و روسی pyjama نوشته شده و به کار ميرود و آنها مدعی وام دادن آن به ما هستند.
واژههاي فراوانی در زبانهاي عربی، ترکی، روسی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی نیز فارسی است و بسیاری از فارسی زبانان آن را نميدانند. از آن جملهاند:
کیوسک که از کوشک فارسی به معنی ساختمان بلند گرفته شده است و در تقریباً همة زبانهاي اروپایی هست.
شغال که در روسی shakal، در فرانسوی chakal، در انگلیسی jackal و در آلمانیSchakal نوشته ميشود.
کاروان که در روسی karavan، در فرانسوی caravane، در انگلیسی caravan و در آلمانی Karawane نوشته ميشود.
کاروانسرا که در روسی karvansarai، در فرانسوی caravanserail، در انگلیسی caravanserai و در آلمانیkarawanserei نوشته ميشود.
پردیس به معنی بهشت که در فرانسوی paradis، در انگلیسی paradise و در آلمانی Paradies نوشته ميشود.
مشک که در فرانسوی musc، در انگلیسی musk و در آلمانی Moschus نوشته ميشود.
شربت که در فرانسوی sorbet، در انگلیسی sherbet و در آلمانی Sorbet نوشته ميشود.
بخشش که در انگلیسی baksheesh و در آلمانی Bakschisch نوشته ميشود و در این زبانها معنی رشوه هم ميدهد.
لشکر که در فرانسوی و انگلیسی lascar نوشته ميشود و در این زبانها به معنی ملوان هندی نیز هست.
خاکی به معنی رنگ خاکی که در زبانهاي انگلیسی و آلمانی khaki نوشته ميشود.
کیمیا به معنی علم شیمی که در فرانسوی، در انگلیسی و در آلمانی نوشته ميشود.
ستاره که در فرانسوی astre در انگلیسی star و در آلمانی Stern نوشته ميشود. Esther نیز که نام زن در این کشورهاست به همان معنی ستاره است.
برخی دیگر از نامهاي زنان در این کشورها نیز فارسی است، مانند:
Roxane که از واژة فارسی رخشان به معنی درخشنده است و در فارسی نیز به همین معنی برای نام زنان روشنک وجود دارد.
Jasmine که از واژة فارسی یاسمن و نام گلی است.
Lila که از واژة فارسی لِیلاک به معنی یاس بنفش رنگ است.
Ava که از واژة فارسی آوا به معنی صدا یا آب است. مانند آوا گاردنر.
برچسب:
نویسنده: مهدی صالحی